تبلیغات
کلبه1001 - مطالب هفته اول دی 1392
تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : ali
[]

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:47 ب.ظ | نویسنده : ali
[]

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:45 ب.ظ | نویسنده : ali
[]

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : Mostafa مدیریت

برچسب ها: احمق نباش خخ....،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:27 ب.ظ | نویسنده : ali
اینم یه مطلب جالب برای شما بینندگان خوب برای دیدن خطای دید ها به ادامه مطلب بروید.

هرچیزی که دیدید که پنهان شده برای ما تو نظرات بگین.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:25 ب.ظ | نویسنده : ali


-رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود

-امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانواده .


تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:24 ب.ظ | نویسنده : Mostafa مدیریت

بعضی از دوستان پرسیدن شما جزو کدوم دسته ای ؟

من از اول ابتدایی تا دوم هنرستان خر خون بودم اما تا

 شدیم سوم  رفتیم اخر  البته بعدش  جبران کردیم 



تفکیکی از بچه های مدرسه



برچسب ها: ای پدر تنبلی بسوزه...،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:19 ب.ظ | نویسنده : ali



ابـوحـمـزه گـویـد: حـضـرت صـادق (ع ) را دیـدم کـه هـنـگـامـى کـه مـى خـواسـت از منزل بیرون رود لبانش را مى جنبانید و بر در خانه ایستاده بود، عرض کردم : من شما را دیـدم کـه هـنگامى که از منزل بیرون آمدى لبانت را مى جنباندى آیا چیزى گفتى ؟ فرمود: آرى هـمـانـا انـسان چون از منزل بیرون رود هنگامى که خواهد بیرون رود سه بار بگوید: (((اللّه کـبـر))) و سـه بـار بـگـویـد: (((بـاللّه خـرج و بـاللّه دخل و على اللّه توکل ))) (سپس گوید:) (((اللهم افتح لى فى وجهى هذا بخیر و اختم لى بـخـیـر وقـنـى شـر کـل دابة انت آخذ بناصیتها ان ربى على صراط مستقیم ))) پیوسته در ضـمـانـت خداى عزوجل مى باشد تا خداوند او را بجائى که بوده است برگرداند


تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:19 ب.ظ | نویسنده : Mostafa مدیریت

ﺍﻟﻠّﻬُـﻢَّ ﻛُـﻦْ ﻟِـﻮَﻟِﻴِّـﻚَ ﺍﻟْﺤُـﺠَّــــﺔِ ﺑْــﻦِ ﺍﻟْﺤَـﺴَــﻦِ ﺻَﻠَـﻮﺍﺗُـﻚَ ﻋَﻠَﻴْـﻪِ

ﻭَﻋَﻠـﻰ ﺁﺑﺎﺋِـﻪِ ﻓـﻲ ﻫـﺬِﻩِ ﺍﻟـﺴّﺎﻋَـﺔِ ﻭَ ﻓـﻲ ﻛُـﻞِّ ﺳﺎﻋَـﺔٍ ﻭَﻟِـﻴّـﺎً

ﻭَﺣﺎﻓِﻈـﺎً ﻭَ ﻗﺎﺋِـﺪﺍ ﻭَﻧﺎﺻِـﺮﺍً ﻭَﺩَﻟﻴـﻠـﺎً ﻭَﻋَﻴْﻨـﺎً ﺣَﺘّـﻰ ﺗُﺴْﻜِﻨَـﻪُ ﺃَﺭْﺿَـﻚ

ﻃَـﻮْﻋـﺎً ﻭَﺗُـﻤَﺘِّﻌَــﻪُ ﻓﻴﻬـﺎ ﻃَﻮﯾـﻼ


برچسب ها: کلمات کلیدی : امام زمان، مهدی (عج)، صلوات، انتظار، غروب جمعه، جملات عارفانه، دل نوشته،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:17 ب.ظ | نویسنده : Mostafa مدیریت

آقا جان، بگو جواب دلمو چی بدم...
هر دم ازم سوال می کنه...
هر دم ازم جواب میخواد...
حرف دلم اینه، نوکر رخ ارباب نبیند سخت است...
شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است...
لب تشنه اگر آب نبیند...
یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن.



برچسب ها: کلمات کلیدی : امام زمان(عج)، انتظار، غروب جمعه، جملات زیبا، جملات آموزنده، جملات پند آموز، جملات کوتاه پندآموز همراه عکس،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:15 ب.ظ | نویسنده : Mostafa مدیریت

جملات زیبا،عارفانه و.....

یادش بخیر یه معلم داشتیم میگفت

تو این دوره زمونه 

یا باید گرگ زاده باشی

 یا بین گرگا بزرگ شده باشی


برچسب ها: کلمات کلیدی : تو این دوره زمونه، جملات عارفانه، دل نوشته، دل نوشته همراه تصاویر، دلنوشته همراه عکس، جملات عارفانه همراه عکس، جملات عارفانه همراه تصویر،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:13 ب.ظ | نویسنده : ali



شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد ....

 


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : Mostafa مدیریت

تنها برگ هایی زیر پا می افتند

که برای لحظه ای رقص در باد

شاخه ی خود را فراموش می کنند


برچسب ها: شاخه ی خود را فراموش می کنند!،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : ali


تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : ali

تا حالا دقت کردین
یه وقت‌هایی که خیلی عجله داری
اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی میای می‌بینی 2 تاش پنچره

 

======تا حالا دقت کردین=======

 

تا حالا دقت کردین
دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی
تمام وسایلت مفقود می‌شن

 

======تا حالا دقت کردین=======

 

تا حالا دقت کردین
دقیقا وقتی جفت دست‌هات تا آرنج گریسی یا گِلی هستش
چشمت خارش می‌گیره

 

======تا حالا دقت کردین=======

 

تا حالا دقت کردین
اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه
10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره

 

======تا حالا دقت کردین=======

 

تا حالا دقت کردین
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید
سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد؟